تبليغاتX
تقدیم به آرامش خیالم

تقدیم به آرامش خیالم

الهام نگاه




راز و الهام نگاه تو گرفتارم کرد


ناز آن کمان ابروی تو بیمارم کرد

هرکه لب بنهاد بر جام لبت ازخود برفت

شکّر لعل گهربار تو خمّارم کرد

حوریان رقص کنان ساقی به ساقی آمدند

زین میان ساغر صهبای تو هشیارم کرد

رخ برون کردی و هیهات چو منصور شدم

گشتم از عالم رها عشق تو بر دارم کرد

مهر باران ببَرد نقش همه رنگ و ریا

از همه خوبان فقط مهر تو دلدارم کرد

روز و شب در خانقاه صوفیان سودی نکرد

بوسه بر درگه تو محرم اسرارم کرد

قامت سرو خرامان تو در عالم نبود

حُسن روی تو ز عالم همه بیزارم کرد

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست


شعر زیبا از : فریبرز (دوست وب نویس)

  

[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 12:27 ] [ فرشته ی ناز ] [ ]

عشق من عاشقم باش

پوستر و کارت پستال های زیبای عاشقانه_Www.Pix98.CoM

 

آغوش تو به غیر من، به روی هیچ کی وا نکن

منو از این دلخوشی‌ها، آرامشم جدا نکن

من برای با تو بودن، پر عشق و خواهشم

واسه بودن کنارت، تو بگو به هر کجا پر می‌کشم

منو تو آغوشت بگیر، آغوش تو مقدسه

بوسـیدنت برای من، تولد یک نفـسه

چشمای مهربون تو، منو به آتیش می‌کشه

نوازش دستای تو، عادته ترکـم نمی‌شه

فقط تو آغوش خودم، دغدغه‌هاتو جا بذار

به پای عشق من بمون، هیچ کسو جای من نیار

مهر لباتو رو تنا، روی لب کسـی نـزن

فقط به من بوسه بزن، به روح و جسم و تن من


[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 13:50 ] [ فرشته ی ناز ] [ ]

تنهای تنها

در جاده ای بی انتها

بی انتها همچون دل تنهای من

تنهای تنها!

همچون خورشیدی در آسمان بی کران

مانند شبی خسته

مثل سیاهی

بی درنگ فریاد زدم تا از بین برود

ولی او...

خودش را جا کرده بود در دل تنهای من!

[ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 17:58 ] [ فرشته ی ناز ] [ ]

یلدا

از این به بعد سراغمو از شب یلدا بگیرین

 شمار این غصه هارو از دیو غمها بگیرین 

بیاد من گل بکارین اما نه توی گلدونها

 گلهای نرگس بکارین اما به زیر ناودونه

اگه دیدی پرنده ای که تنها مونده تو قفس 

بیاد من پرش بده ای تو همیشه هم نفس

.

[ جمعه بیست و دوم بهمن 1389 ] [ 15:12 ] [ فرشته ی ناز ] [ ]

چه ربطي داره:

مردي رفت استخدام كارخانه كنسروسازي بشه.

رييس گفت:

شما مدركي داري كه ثابت كنه قبلا  كار كردي وتجربه داري؟

 مرد گفت:

 مد تي شاگرد اتوبوس بودم.

رييس گفت:

 چه ربطي داره؟

 مرد:

 آخه اونجا ياد گرفتم چطور آ دمها رادر يك فضاي كم كنسرو كنم.

 

درمورد اعضاي بدن:

 چشم:محلي براي ديدن و گريستن در شكلهاي مختلف بادامي-

فندقي-مغولي

نخودچي-يك چشم داره نخودچي ابرو نداره هيچي.

بيني:حد فاصل گريستن وخنديدن عضوي كه با كمك گوش عينك

 ناقابل راميزان ميكند

باانواع مختلف گلابي شكل-خوكي-عقابي-عملي-سربالا-قلمي. 

گوش:دوعضو مظلوم كه بنا به مصلحت  ناشنوا است-خان ها از

گوش ديگران به عنوان غلام 

جاسوسان جهت كسب اطلاعات و خانم ها براي نصب گوشواره

استفاده ميكنند.

زبان: عضو فعال براي گفت وگو –چشيدن غذا-ليسيدن كاسه آش -

چسباندن تمبر-

نيشك انداختن با انواع مختلف زبان زرگري –زبان بي زباني-زبان باز-

زبان بسته 

زبان مادرشوهر.

 

مشاور گرامي: 

شوهرمن هر روز ظهر كه از اداره مياد  بجاي اينكه برود استراحت

كند. 

يا مينشيند پاي تلويزيون  يا جدول حل ميكند يا موسيقي گوش

ميدهد.

مشاور: نگران نباشيد خانم. ايشان صبح تا ظهر در اداره به اندازه

كافی

خوابيده اند  وظهر تازه سر حال مي آيند.

 

شعبده باز:

ببخشيد شما در چه رشته هنري فعاليت داري كه اينهمه ازشما

تعريف ميكنند؟

بنده هنرمند نيستم.اما با حقوق باز نشستگي اجاره منزل-خرج

خانه-

 پول تو جيبي يك دانشجو-قبض هاي آب-برق - گاز- تلفن  را مي

پردازم.

 عجب پس شعبده بازي!!!!

  

شكايت: 

_چرا از خانمت شكايت كردي؟

_آخه از روي عكس مادرم با ماشين رد شده. 

_اينكه شكايت نداره!

_آخه عكس مادرم  توي جيب بغل پدرم بود!!!!!

[ یکشنبه هفدهم بهمن 1389 ] [ 18:41 ] [ فرشته ی ناز ] [ ]

زيارتگه

 تا زميخانه ومي نام و نشان خواهد بود         سرماخاك ره پير مغان خواهد بود

 

حلقه ي پير مغانم ز ازل در گوش است       بر همانيم كه بوديم وهمان خواهد بود

 

برسر تربت ما چون گذري همت خواه       كه زيارتگه رندان جهان خواهد بود

 

برو اي زاهد خود بين كه زچشم من وتو راز    اين پرده نهان است ونهان خواهد بود

 

 

ترك عاشق كش من مست برون رفت امروز     تادگر خون كه از ديده روان خواهد بود

 

چشم آندم كه زشوق تو نهد سر به لحد    تادم صبح قيامت نگران خواهد بود

 

بخت حافظ گرازاين گونه مدد خواهد كرد

 

زلف معشئقه بدست دگران خواهد بود

                           

                          

                                 

[ شنبه شانزدهم بهمن 1389 ] [ 20:58 ] [ فرشته ی ناز ] [ ]

چشمهایم

چشمهايم راميبندم تاهرطور كه دلم ميخواهد گريه ي فرشتگان راتماشا كنم

برسردرختان تاج شكوفه بگذارم نام آسماني تورابه پرندگان ياد بدهم

 

چشمهايم راميبندم تاناگهان خودم رابه رؤياهاي تازه برسانم وازعاد تهاي كهنه

 

 بگريزم درميان شقايق ها بنشينم ودركوچه ي لاله ها آواز بخوانم ودستهايم

 رابه چشمه اي روشن بسپارم

پنجره ها اگر نباشند جهان چقدر تيره است وحجم آرزوهايمان چقدر كوچك

است وچه حقيرند اتاقهايي كه بي نفسهاي ما  درسكوت ايستاده  اند                                                       

من ازبين همه ي اشياء آ ينه را بيشتردوست دارم چون مرابياد چشمهاي تو

 مي اندازند وهروقت دلم تنگ ميشود ميتوانم سراغ ديروز را ازآن بگيرم.همه

چيز از آينه شروع ميشود درهر آينه اي هزاران ترانه موج ميزند آينه كه باشد

بوي بهشت در خيابانها ميپيچد ودر اشكهاي دختركان فقير ميتوان هزاران

 شمع بي پروانه راديد چشمهايم را ميبندم تاتورا بهتر ببينم وآينه را براي

ديدنت آماده كنم

ستاره ها را گرد مي آورم  دردست هر ستاره يك آينه است ودرون هرآينه توبا

 فانوسي ايستاده اي چشمهايم را ميبندم تا برايت غزلي تازه بگويم اما كلمه

هايت را در قلبم جا گذاشتم.  

 

[ جمعه پانزدهم بهمن 1389 ] [ 14:1 ] [ فرشته ی ناز ] [ ]

زندگی

زندگی دو روز است :

روزی برای تو وروزی برعلیه تو

روزی که برای توست مغرورنشو

وروزی که بر علیه توست صبورباش چون هردوبگذرد.

[ دوشنبه یازدهم بهمن 1389 ] [ 11:36 ] [ فرشته ی ناز ] [ ]

خداحافظ

تو را بامن خداحافظ وبر قندیل مژگانت بلور اشک جاری بود

غم تلخی میان غصه هایت با تمام بی قراری بود

چرا بامن خداحافظ

توکه گلبوته های شعرشادم رازباران نگاهت بارور کردی

توکه جام خیالم راهمه شب از شراب عشق پرکردی

توکه افسانه باعشق بودن رابرایم ازکتاب زندگس خواندی

توکه عطرمحبت را به دشت سینه مشتاقم افشاندی

چرابامن خداحافظ

مروای بودنت شورجوانی ها

مرو ای بهترین حرف وکلام آشنایی ها

خداحافظ      خداحافظ .                                                                                  

[ دوشنبه یازدهم بهمن 1389 ] [ 11:27 ] [ فرشته ی ناز ] [ ]